الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

22

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

( 1 ) امير المؤمنين على ( ع ) مىفرمايد : جبريل پيش آدم ( ع ) آمد و گفت : به من فرمان داده شده است ترا مختار قرار دهم كه از اين سه چيزى كه عرضه مىكنم يكى را برگزينى و دو تاى ديگر را رها كنى . آدم پرسيد آن سه چيز چيست ؟ گفت : عقل ، حيا ، دين . آدم گفت من عقل را برگزيدم . جبريل به حيا و دين گفت شما برگرديد . گفتند اى جبريل به ما فرمان داده شده است هر جا عقل باشد با او همراه باشيم . جبريل گفت خود دانيد و به آسمان بر شد . « 1 » ( 2 ) امام صادق ( ع ) فرموده است : ميان بندگان چيزى كمتر از اين پنج چيز بخش نشده است ، يقين و خرسندى و شكيبايى و سپاسگزارى و چيزى كه اين امور با آن تكميل مىشود عقل است . ( 3 ) پيامبر ( ص ) فرموده‌اند : خداوند متعال عقل را از پرتو اندوخته‌يى كه در علم ازلى خود بوده و هيچ پيامبر مرسل و فرشتهء مقربى بر آن آگاه نبوده آفريده است . علم را روح و نفس عقل قرار داده است و فهم را چهرهء آن و پارسايى را سر آن و حيا را به منزلهء دو چشم آن و حكمت را به جاى زبان آن و مهربانى را همت آن و مهر و رحمت را دل آن قرار داده است . سپس بر آن پرده كشانده و با ده چيز آن را توانا ساخته است ، با يقين و ايمان و راستى و آرامش و اخلاص و مدارا و دهش و خرسندى و تسليم و سپاسگزارى . سپس خداى عز و جل به عقل فرمود پشت گردان و پشت گرداند و فرمود روى آور و روى آورد . آنگاه به عقل فرمود سخن بگو . گفت سپاس و ستايش خداوندى راست كه او را ضد و مانند و همتا و همسر و شبيه و نظير نيست ، پروردگارى كه همه چيز در قبال بزرگى و عظمت او خوار و فروتن است . پروردگار متعال به او گفت سوگند به عزت و جلال خويش كه آفريده‌يى بهتر از تو و فرمانبردارتر از تو براى خود و شريف‌تر و بلند مرتبه‌تر از تو نيافريده‌ام و نه گرانقدرتر از تو . به وسيلهء تو است كه يكتايى مرا مىپذيرند و پرستش مىشوم و فرا خوانده مىشوم ، و با تو است كه به من اميد مىبندند و به جستجوى من برمىآيند و از من مىترسند و خود را بر حذر مىدارند . ثواب و عقاب هم به تو بستگى دارد . در اين هنگام عقل سر به سجده نهاد و هزار سال در سجده بود . خداوند تبارك و تعالى فرمود سر بردار و چيزى بخواه كه داده خواهى شد و شفاعت كن تا شفاعت تو پذيرفته شود . عقل سر برآورد و عرضه داشت پروردگارا از تو مىخواهم كه مرا در

--> ( 1 ) . اين حديث در صفحهء 11 جلد اول كافى به همين صورت آمده است . م .